اهمیت سن و ویژگی های آن
- خیالبافی در کودکان امری طبیعی است .
آموزش در سن 7 تا 12 سالگی شروع میشود.
کسانی که شروع کننده خوبی هستند؟ در سن 3-6 سالگی
کسانی که خوب کارهایشان را به اتمام میرسانند؟ در سن 7-12
کسانی که از محیطهای جدید میترسند؟ در سن 3-6 سالگی
ارتباط خوب و دائمی با خدا دارند؟ در سن 1-2 سالگی
هر سنی ویژگی های خاص خودش را دارد که با شروع آن سن آنها نمایان خواهند شد و والدین با توجه به سن کودک و ویژگی های آن باید در برخورد با کودک خود هوشیار باشند.
سن 1-2 سالگی (اعتماد در برابر بیاعتمادی )
در این سن مهمترین نیاز کودک نیاز به اعتماد است.
- کودک از طریق مادر دنیای بیرونش را شناسایی میکند بنابراین مادر، خودش باید آرامش داشته باشد.
مادر نسبت به رفع نیازهای کودک باید صحیح عمل کند. نباید کودک برای غذا خیلی گریه کند. یا به جای غذا جای او را عوض کرد.
اگر برای رفع نیازهایش خیلی گریه کند و به خواستههایش نرسد حس بیاعتمادی نسبت به دیگران و دنیای بیرون پیدا میکند -
رابطه انسان با خدا در همین سن شروع میشود
-بسیاری از ویژگیها همچون بدبینی در همین سن شکل میگیرد.
- اعتماد به نفس نیز در این سن شکل میگیرد.
- در سن 8 الی 15 ماهگی یک اضطراب از افراد بیگانه به وجود میآید و طبیعی است
- اگر اعتماد در این سن شکل بگیرد نتیجه فردی میشود که در بزرگسالی میتواند روی جنبههای خود و دیگران تمرکز کند و آنها را ببیند.
-همچنین در دادن و گرفتن محبت با دیگران نیز تعادل دارد . و توانایی این را دارد که میتواند از طرف دیگران حمایت عاطفی را بپذیرد.
- امید به آینده و آینده خوبی را برای خودش دارد. همچنین تمایل به خود آشکار سازی دارند اما واقع بینانه و به تدریج
سن 2-3 سالگی ( استقلال در برابر شرم و تردید )
نمودش در بزرگسالی نشانه اراده است.
استقلال در مقابل شرم و تردید نام و ویژگی این سن است.
دوست دارد خودش غذا بخورد.
دوست دارد خودش به تنهایی خیلی از کارهایش را انجام بدهد . مثل بستن کفش
در کنار آزادی باید فرصت جبران اشتباهات را نیز برایش فراهم کنیم. و با اشکالاتی که مواجه میشود بسیار بد برخورد نکنیم .
- در این سن وارد سن مقعدی می شود. (یک اصطلاح روانشناسی ) دوست دارد دستشویی خودش را نگه دارد و وقتی به دستشویی میرود از این که یک دفعه دستشویی خود را تخلیه میکند و او از این احساس لذت میبرد.
- اگر والدین در این سن خیلی سخت گیر باشند کودک فردی وسواس گونه ، جدی ، کمالگرا، تابع کامل مقررات میشود.
- در این سن باید خیلی از مفاهیم آموزشی را در قالب بازی به کودک آموزش بدهیم. (مثل قصه گفتن، شعر، نمایش و... )
- اگر کودک اشتباهی مرتکب شد نباید او را دعوایش کنیم.
- تقلید در این سن بسیار قوی است
در صورتی که این سن را به خوبی سپری کرد فردی خواهدشد که :
در موضوعات میتواند خوب تصمیمگیری کند.
احساس گناه ندارد و به فکر جبران آن اشتباه است.
با خودشان و دیگران راحت کنار میآیدو در حالت آشتی است.
خیلی راحت احساسات خود را بیان میکند و به احساسات درونی خود و دیگران توجه میکند.
ارضاء بیش از حد بچه ، منجر میشود که کودک دائماً جملاتش را با من شروع میکند.
3-6 سالگی (ابتکار عمل در برابر بیاعتمادی )
یکی از مهمترین سن هایی که یک انسان می تواند در آن قرار گیرد این سن است و سرنوشت او رقم خواهد خورد.
بیشترین نیاز به ابتکار عمل و خلاقیت است.
- شروع کردن در این سن شکل میگیرد.
- در این سن خرابکاری کودک بسیار زیاد خواهد شد.
در این سن هر چیزی را که میبینیم و میگویند و با یک حجم زیاد گفتگو و حجم حرکات کودک زیاد میشود.
کودک در این سن لاغر میشود.
حرفها هیچ ربطی به هم ندارد.
خیالبافی کودک زیاد میشود.
خوابهای بدی میبیند. کابوسهای شبانه
یک چیزی را خلاف واقع میگویند. و دروغ میگویند.
زیادحرف میزنند. زیاد حرکت کردن . خیالبافی و تخیل همگی طبیعی است.
حافظه کودک ترتیبی نیست. و نمی تواند سلسله مراتب و کارهایی که تا به حال انجام داده است. را نمی تواند بیان کند
ابتدا رنگ ها در ذهن شکل می گیرد. پس از آن حرکات شکل می گیرد.
برای بیان خاطراتش ابتدا از رنگ ها و پس از آن از حرکاتی که انجام داده است استفاده کرد.
باید در این سن فرصت ابتکار عمل را قرار داد در این صورت فردی خواهد شد که می تواند برای خودش هدف داشته باشد . افرادی که هدفمند هستند آمادگی پذیرش در موضوعات جدید را دارند. چالش های جدید را می پذیرند. جمیع اهداف را در نظر می گیرند. توانمندی هایشان را رشد می دهند. شروع کننده خوبی هستند. انرژی بالایی دارند. احساس روشنی از توانمندی های فردی را دارند و می دانند که چه کارهایی را می تواند انجام دهد. و اگر نمی تواند انجام دهد به راحتی می تواند نه بگوید.
سن 7- 12 سالگی سن نیاز به تحقق عمل در مقابل بی کفایتی و نا توانی و احساس حقارت
وقتی احساس بی کفایتی بوجود می اید که ما با کاری که بچه هایمان انجام می دهند کاری نداریم فقط به نتیجه نگاه می کنیم.
در این سن می توانیم به صورت مستقیم آموزش بدهیم دستور العمل یاد بدهیم آداب غذا خوردن آداب حرف زدن و در این سن مغز آمادگی دارد که مطالب جدید را به صورت فرا بگیرد.
آموزش های شخصی و خانوادگی را می توانیم به صورت مستقیم به وی بگوییم.
باید به او این آموزش را بدهیم که کار مهم است راست گویی مهم است.
می توانیم به وی آموزش دهیم که بعضی امور و قوانین هستند که در این فامیل یا خانواده به آن خیلی اهمیت می دهند و تو باید به آنها احترام بگذاری.
ارزش ها و وظایف اجتماعی را در این سن باید یاد بگیرند.
باید یاد بگیرد که این فعالیت ها برای جامعه اش خیلی ضروری است و باید برای خدمت به جامعه خودش اینها را انجام دهد. اینکه مسئولیت پذیر باشد. همسر خوبی انتخاب کند و فرزندان خوبی را تربیت کنند.
ارزش های شخصی را با فعالیت های اجتماعی باید به فرزندمان آموزش دهیم.
تحقق عمل یعنی اینکه اگر تصمیم به انجام کاری گرفتی آن را انجام بدهی
در این سن می پذیرد که آدمها با همدیگر متفاوت هستند ویاد می گیرد که باید خودش را با محیط سازگار کند.
آموزش آداب و رسوم را مستقیماً آموزش داد.
در این سن از نظر اخلاقی فردی پیرو می شود و هرکاری را که می گویید حاضر است انجام بدهد.
در این سن نباید انتقاد کردن را یاد بگیرند. والدین به هیچ عنوان تا سن 13 سالگی به هیچ عنوان نباید از هیچ چیزی انتقاد یا ایراد بگیرند و در محیط هایی که در آن انتقاد کردن وجود دارد بچه ها را نبرند . مثلاً اگر تکالیف مدرسه زیادی برایش تعیین کرده اند به هیچ عنوان نباید به کودک بگویند که ای بابا این معلم شما هم برای دو روز تعطیلی اینقدر تکلیف داده است؟ و...
تأثیر همسالان و دوستان در این سن بسیار زیاد و مهم است . و باید به شدت مراقب دوستان و همسالان وی باشید.
در این سن کودک می تواند خودارزشیابی و بررسی توانمندی هایش را نیز از خودش داشته باشد. می تواند بگوید : می توانم ... یا نمی توانم....
مهارت ها در این سن شکل می گیرد و به راحتی می تواند در موضوعات مختلف مهارت پیدا کند و زمینه و حوصله فراگیری موضوعات مختلف را دارد.
در این سن بازی های گروهی و تیمی را به راحتی می تواند داشته باشد و بپذیرد.
کسی که تحقق عمل شکل گرفته باشد: تجربه عقاید جدید و ورود به نتیجه گیری های جدید و عقاید دیگران را می پذیرد و نتیجه گیری می کند و ممکن است اخلاقش بشود.
- دست به تولیداتی می زند که احساس غرور در او ایجاد می شود . روزنامه دیواری درست می کند و خودش همه کارش را انجام می دهند. کاردستی را فقط خودش انجام می دهد .
پشتکار خوبی دارد و از انجام دادن کارهایش لذت می برد . و چیزهای زیادی را می تواند فرابگیرد.
بچه ها در این سن انتقاد را خوب فرا می گیرند. و می پذیرند و دفاع نیز نمی کنند.
- اما احساس حقارت در صورتی در او به وجود می آید که: با بچه های دیگران مقایسه شود. مستقیماً او را تحقیر کنیم که تو بی عرضه هستی و نمی توانی. همچنین در رقابت با دیگران نباید ترغیب یا تشویق شوند و یا تحقیر شوند. ارزیابی منفی از عملکرد بچه (فقط منفی هایش را ببینیم. حتی در شکست هایش نیز نکات مثبت عملکرد وی را به وی گوشزد کنیم. )
در مسابقات می تواند شرکت کند اما باید خودش را با خودش مقایسه کنید.
در سن 12-18 سالگی نیاز به هویت در برابر بی هویتی
در انتهای این سن یعنی سن 18 سالگی باید هویت شکل بگیرد.
در این سن تغییرات فیزیکی در بچه ها شکل می گیرد. و خیلی از این ویژگی ها روحی و حسی هستند.
به خاطر تغییرات هورمونی خیلی تغییرات رفتاری را می بینیم. حساس شدن و زیاد خوابیدن.
بلوغ جسمی هر موقع اتفاق افتاد چهار سال بعد بلوغ روانی و پس از دو سال بعد نیز بلوغ اجتماعی به صورت متعادل شکل می گیرد.
در این سن بچه ها بی دست و پا می شوند و یک سری بی تجربگی و خامی را در رفتارهایشان می بینیم. و باید به شدت از اصطلاح های بی دست و پایی و بی تجربه هستی . بزرگ شدی چرا این کارها را انجام می دهی؟ پرهیز کرد.
در این سن بچه ها آماده تفکر صوری هستند چون قبل از 12 سالگی برای یک تصور یک چیز را مستقیماً ببیند ولی در این سن می توانند با شرح و بیان یک چیز نیز آن را تصور کنند.
می توانند درک کنند که از کجا آمده اند و به کجا می روند و فلسفه زندگی را به خوبی درک می کنند و برنامه های آینده را بر اساس فلسفه زندگی طراحی می کنند.
باید در انتهای این سن بتوانند خودش انتخاب کند و برای خودش هدف داشته باشد.
خانواده نیز باید در این سن اطلاعات صحیحی به او بدهد و باید به این نتیجه برسد که اطلاعاتی که از آنها رسیده است صحیح بوده است.
گرایش به همسالان بسیار شدید است. و اطلاعاتی که تا قبل از این سن دریافت کرده است را با دیگران چک می کند.
پدر و مادر اگر با هم اختلاف سلیقه و مشکل داشته باشند در این سن تأثیر خودش را به خوبی نشان خواهد داد.
یک نوجوان در این سن نقش های مختلفی را بازی کند.
والدین نباید به نوجوانان گیر بدهند و نوجوان خودش را باید در والدین ببیند و والدین آینه تمام نمای نوجوان باشند.
در این سن انرژی جنسی به شدت افزایش پیدا می کند.
مفهوم عشق در این سن شکل می گیرد.
تفکر انتقادی در این سن زیاد می شود از همه چیز انتقاد می کند دیگران محیط دولت و... و این احساس را می کند که می خواهد که دنیا را عضو کند.
اگر هویت شکل گرفته باشد : برای خودش برنامه مشخص دارد کمترین آسیب را از همسالان خودش می بیند و خودش را کاملاً پذیرفته و بدون دودلی و تردید تصمیم گیری می کند ، پذیرش انتقاد را دارد .
سن 18 الی 40 سالگی نیاز به صمیمیت در مقابل انزوا طلبی
دوران بزرگسالی شروع می شود.
در کشور ما به دلیل اینکه در هر کدام از سنین این نیازها به خوبی ارضاء نمی شود در سن 24 سالگی سن بزرگسالگی شکل می گیرد.
باید در این سن بتواند با انتخاب هایی که انجام داده است اعم از رشته تحصیلی شغل ،همسر و... به خوبی ارتباط برقرار کند.
مثلاً چون نتوانسته است با کارش ارتباط برقرار کند روحیه انزواطلبی دارد.
در مورد همسرش نیز همین طور است و از این انتخاب خود نیز راضی نیست.
سعی می کند در هر شرایطی که باشد با شرایط پیرامونیش ارتباط برقرار کند .
سرعت زندگی در این سن بسیار زیاد می شود چون دغدغه ها و کارهایش بسیار زیاد است.
در انتهای این سن یعنی در حدود 35 الی 40 سالگی وارد بحران چهل سالگی می شود و اینکه فکر می کند که این دورانی که پشت سر گذاشته است را چگونه گذارنده است؟ ازدواج کار تربیت بچه ها و... اگر بررسی کرد که احساس رضایت کرد از این بحران به راحتی می گذرد. همچنین از این به بعد سعی می کند که برای خودش زندگی کند.
باید در این سنین کمی برای خودمان وقت بگذاریم تا بتوانیم این سن را به خوبی بگذارنیم.
اگر کسی این مرحله را خوب طی کند فردی است که در رفتارش پخته است توانایی ارتباط خوب با هر چیزی را دارد. به هویت خودش می تواند کاملاً اعتماد کند. احساس با کفایتی می کند. انسان معتمدی است و می تواند با دیگران مشارکت کند. آخرین لایه های خودمیان بینی از بین می رود . می تواند روی علایقش تمرکز کند و می تواند بر روی رؤیاهای دست یافتنی تمرکز کند.
سن 40 – 60 سالگی مولد بودن در مقابل بی حاصلگی یا خلاقیت در مقابل افسوس و قبطه
در این سن فرد می داند که نمی تواند شرایط را عوض کند.
نیاز به هدایت نسل و سعی می کند که وقت بیشتری را بگذارد. دوست دارد دیگران را راهنمایی کند و نیاز دارد به اینکه به دیگران مشاوره بدهد.
شروع این مرحله با بحران اینکه چه کرده ام؟ است اگر مسیر را خوب طی کرده است. به خوبی وارد این مرحله می شود و اگر نه فقط افسوس گذشته را می خورد.
توانایی عشق ورزیدن مطلوب را دارد فوق العاده به انسان ها علاقه مند می شود و می تواند مردم همه دنیا را دوست داشته باشد برای همه دعا می کند و دوست دارد از تجربیاتش یک کتاب بنویسد و آنها را ماندگار کند. و جهانی بشود.
خیلی خوب با بچه ها ارتباط برقرار می کند و وقت بیشتری برای این موضوع می گذارد.
مرحله 60 سالگی تا مرگ فرزانگی در مقابل یأس و ناامیدی
این سن دوران فرزانگی و کمال است.
از نظر فیزیکی بسیار ضعیف شده است.
با بازنشستگی باید کنار بیاید و با فوت نزدیکان نیز باید کنار بیاید و باید آمادگی این شرایط را داشته باشد و مثل قبل توانا نیست.
در این سن گذشته را مرور می کنند و مثل و ضرب المثل و نتیجه گیری ها را برای انتقال تجربیات خودشان به نسل جدید ارائه می کنند.
