در این سن تأثیر والدین 90 درصد است.
باید معیارهای صحیح در اختیار بچه قرار داد. مثلاً اگر هوا سرد است و او میگوید نمیخواهم کاپشن بپوشم نباید به او بگوییم تو اشتباه میکنی. نباید طوری رفتار کنیم که او به ما وابسته باشد و تکیه کند باید سعی کنیم خودش روی پای خودش بایستد. به او طوری تفهیم کنیم که من به احساس او اهمیت میدهم و برای من معتبر است.
در این سن خیالبافی بسیار قوی است و مرز بین خیال و واقعیت خیلی به هم نزدیک است و کودک نمیتواند بین او دو تمایز قائل شود. و نباید به او انگ دروغگویی را بزنیم.
هر رفتاری که کودک انجام میدهد ما به او یاد دادهایم. اول به او یاد میدهیم و بعد او را مستقل میکنیم. (به طرف استقلال باید پیش برویم. )
بچه ها نیاز به توجه دارند. (اگر از طریق صحیح و درست این کار را انجام ندهد از راه غلط این کار را انجام خواهد داد. ) اگر با آرامش نتوانستند با داد و فریاد و گریه و غرزدن و... این کار را میکنند.
در ابتدا باید رفتارهای مطلوب و غیر مطلوب را از هم جدا کنیم. سپس باید ببینیم در برابر هر کدام از اینها چه برخوردهایی انجام دادهایم.
اگر هم در برابر رفتارهای نامطلوب چه عکسالعملهایی صورت گرفته است که هنوز این رفتار از بین نرفته است. و یا چه رفتاری انجام دادهایم که رفتار مطلوب از بین رفته است. باید آنها را به دقت شناسایی کنیم.
هر موقعی که داشته است یک نقاشی و یا بازی با اسباببازیهایش انجام میداده است ما به جای تقویت و توجه به دنبال کار خودمان رفتهایم و گفتهایم خب تا مشغول بازی است من به کارهای خودم میرسم و این باعث از بین رفتن رفتار مطلوب شده است. و این باعث میشود که کودک اکثر مواقع به دنبال مادر روانه است و یا به سراغ وسائلی میرود که نباید دست بزند. تا توجه مادر را به طرف خود جلب کند.
باید رفتار خوب را با توجه تقویت کنیم. (در مواقعی که رفتار بدی انجام داده است همیشه به او توجه میکنیم و موقعی که رفتار مطلوبی مثل نقاشی و یا بازی با اسباببازی انجام داده است به دنبال کارمان رفتهایم. ) و در مقابل نباید رفتار غلط او را ببینیم. مثلاً وقتی داشت روی دیوار نقاشی میکرد خیلی آرام بدون توجه به آن کار فقط قلم را از او میگیریم و او را به دستشویی میبریم و دست و صورت او را میشوییم و بعد به او توجه میکنیم که چه صورت قشنگی داری. سپس یک کاغذ روی دیوار نصب کرده و به او میگوییم باید روی این کاغذ نقاشی بکنی.
نیازهایی که کودک دارد را باید خود والدین برآورده کنند. و نباید نیازهای کودک را دیگران برآورده کنند.
نیازهای بچهها را آنقدر برآورده کنیم که در منزل دیگران هیچ گونه نیازی نداشته باشند مثل اینکه بچه را باید سیر کنیم که گرسنه نباشد.
کارهای درست را باید به او با رفتار آموزش دهیم و پاداش نیز بدهیم.
بچهها همیشه در زمان حال زندگی میکنند.
بچهها در حالت صفر و صد هستند و کم کم به حالت تعادل میرسند.
ابتدا والدین باید ویژگیهای فرزندانشان را شناسایی کنند و مطابق آن با آن رفتار کنند.
نسبت به شب ادراری بچهها باید والدین تصویر خوبی نسبت به شب ادراری به بچه بدهیم.
وقتی بچه احساسات خودش را گفت باید به حرف او اعتماد کنیم وقتی گفت گرمم است نباید به او بگوییم نه هوا سرد است.
وقتی حرفی میزنیم و قولی میدهیم باید قاطع باشیم و باید به قوانین که وضع میشود خود عمل کنیم و ثابت باشند.
بچه ها باید یک قوانین ثابت و تصویر ثابتی از ما داشته باشند. نه اینکه یک روز یک رفتاری را میتواند انجام دهد ولی فردا به خاطر همان رفتار او را منع میکنند.
چیزهایی که نباید دست بزند و یا دست بزند از همان ابتدا از دسترس او دور نگه داشت. و نباید احساس نیاز کند.
نباید همیشه محیط منع کننده باشد محیط باید امن باشد و چیزهایی که در محیط است که میتواند به آن دست بزند و انجام بدهد و اگر این طور نبود لجباز میشود.
اگر خرابکاری در محیط صورت گرفت ما دائماً او را سرزنش میکنیم چون اگر به این نیاز پاسخ داده نشد احساس گناه در او شکل میگیرد.
ما نباید به او بگوییم بچه بدی هستی.
به قولهایمان عمل کنیم. اگر مجازاتی در نظر گرفتیم. در هیچ شرایطی منصرف نشویم.
اگر یک رفتاری به صورت ثابت درآمد و وظیفه او است که این کار را انجام دهد دیگر نباید همیشه او را تشویق کرد. مثل غذاخوردن، کفش پوشیدن، لباس پوشیدن، مسواک زدن،
بچه ها در این سن فوقالعاده حرف میزنند و حرفها غالباً گسسته است و موضوعات به هم ربطی ندارد. و نیاز شدید به حرف زدن دارند.
نیاز شدید به تحرک و حرکتهای بدنی زیاد
و نیاز به تخیل و حرفهای غیرواقعی و کابوسهای شبانه
این سه نیاز طبیعی و بهنجار کودک در این سن است.
اما با برخوردمان میتوانیم این سن به آرامی سپری شود.
برای حرف زدن باید بگذاریم تا میخواهد حرف بزند و یا اینکه بگذاریم تا اندازهای که میخواهد تحرک و جنب و جوش داشته باشد.
اگر از خوابش تعریف کرد نباید به او بگوییم که غیرواقعی است .
در خصوص حرف زدن اگر از مهدکودک آمد باید همه کارها را کنار بگذاریم و به سراغش رفته و به او بگوییم تعریف کن و شروع به گوش دادن کنیم. پس اول نیاز بچه و بعد از اینکه حرفهایش را مدتی زد به او بگوییم خب حالا برو بازی کن من میخواهم آشپزی کنم یا به کارم برسم و دوباره به سراغت میآیم و به حرفهایت گوش میدهم . اگر مصر بود که حرف بزند به او بگویید که خیلی دوست دارید که به حرفهایش گوش بدهید اما من همزمان دو کار را نمیتوانم انجام بدهم وقتی کارم را انجام دادم میآیم و با هم حرف میزنیم. و واقعاً بعد از اینکه کارتان تمام شد به سراغش رفته و به او بگویید آماده اید که به حرفهایش توجه کنید نه اینکه اگر او مشغول بازی بود بگویید خب حواسش نیست. من به کارهای خودم برسم.
بچه یاد میگیرد که من میتوانم حرف بزنم ولی باید به نیاز پدر و مادرم نیز احترام بگذارم.
در مواقعی که مجبور هستید او را در جایی بگذارید نباید به صورت مخفیانه آنجا را ترک کنید بلکه او را مطلع کنید حتی اگر خواب است.
برای تحرک او نیز باید به جایی برویم که کودک بتواند به خوبی تحرک داشته باشد انرژی درونی اش را تخلیه کند. به جای اینکه در مدت زمان 10 ساعت با کلی امر ونهی انرژی اش را تخلیه کنید او را به یک فضایی ببرید تا بتواند به صورت کامل انرژی اش را تخلیه کند. و به خوبی بازی کند.