باید کشف کنیم که هدف از بچه از بدرفتاری چیست؟
چهار هدف شناسایی کرد:
1- بدرفتاری دلیلش جلب توجه است. (کافی است به او توجه نکنیم.) (تشیخص دهیم کجاها جلب توجه میکند. )
2- اعمال قدرت است.(مقابله به مثل است. باید ببینیم عواقب کارش را بفهمد و متوجه شود که زورش به ما نمیرسد. )
3- انتقام باشد. (نباید نشان دهیم ناراحت شدهایم. ) (متوجه میشویم که اعتماد و اطمینان وجود ندارد. در شرایط عادی باید اعتمادش را جلب کنیم. و باید سعی کنیم احساسش را نسبت به خودمان تغییر دهیم. )
4- اظهار ناتوانی است. (چون میخواهیم تنبلی کند به خاطر اینکه از نقد ما فرار کند. )وقتی بچه دائماً میگوید نمیتوانم. چون از ما نقد کردهایم و برای اینکه خودش را راحت کند میگوید نمیتوانم. نبابراین باید در هر شرایطی و در شرایط مثبت او را تشویق کنیم.
کار درست یادگیری است ما میخواهیم یادش بدهیم، هدف غلطگیری نیست. باید از هر کاری و از هر شرایطی برای فرایند یادگیری استفاده کرد.
هدف از تنبیه باید هدفش یادگیری نیز باشد.
پس از اعمال تنبیه که مؤثر بود باید پس از آن از فرایند تشویق استفاده کرد.
یک سری کارها جهت مشارکت بیشتر در امور
1- مشکل را برای بچه تشریح کنیم. (مشکل را طوری مطرح کنیم که این مشکل ماست. )
2- گاهی اوقات لازم است اطلاعات به بچه بدهیم. چاقو برای پاره کردن رومیزی نیست. جای کفش توی جاکفشی است.
3- پیشنهاد یک انتخاب را به بچه بدهیم. برای یک شروع حرکت خوب باشد.
4- باید در کلمات خسارت ایجاد کنیم. در حد امکان موجز و خلاصه بیان کنیم. (ایماء و اشاره و... )
5- احساس خودمان را توصیف کنیم. من خیلی بدم میآید کسی به من بچسبد.
6- گاهی اوقات میتوان از یک نوشته استفاده کنیم. روی کفشش یک کاغذ بزنیم که من را در جا کفشی بگذار.
7- میتوان جملاتمان را متنوع کنیم. (صدای آدم آهنی، با لهجه اصفهانی و... آن را بیان کنیم. )
8- در مورد بچههای پرخاشگر باید قاطع آرام و مثل و هم قد او شویم. همین (حالا) این کار را تمام کن. (قاطع)
هیچ وقت این حرف را از تو نشنوم.
(بچهها دوست دارند برایش حد و حریم ایجاد کنند. )
شیوههای بیان احساس
منطق یک چارچوب مشخص دارد و کسی نمیتواند آن را ندیده بگیرد. (چند نفر داریم راجع به یک موضوع صحبت کنیم. )
منطق مشخصی نداریم این دیگر سلیقهاش است. به تعداد انسانها سلیقههای گوناگونی داریم.
منطق مثل اسکلت بندی است که کسی نمیتواند نقدش کند.
بسیاری از مواقع بسیاری از بحثها در موانعی به وجود میآید. که طرف مقابل به حس من توجه نمیکند. و من را درک نمیکند. چون من گرسنهام است پس باید طرف مقابل نیز گرسنه باشد. حسهای خودمان را تعمیم میکنیم، باید حسهای خودمان را شناسایی کنیم. در دو روز مختلف راجع به آن کار مشترک حسهای مختلف داریم.
حس: بی منطق است.
هیچگاه منطقی بر احساسات ما حاکم نیست. در شرایط مختلف متنوع و متغیر هستندو قابل انعطاف هستند. تا دیروز از این رنگ خوشش میآید ولی امروز بدش میآید. احساسات سریع تغییر میکنند.
در خیلی از شرایط ما سلیقه و حسمان را به طرف مقابل تحمیل میکنیم.
حس قانونی مشخص ندارد. و بی قانون است.
حس پیرو خوبی است. مثل رابطه عضله و استخوان است. وقتی عضله از استخوان جدا میشود. هیچ شکلی ندارد.
منطق باید از حس جلو باشد. و نباید حس جلوتر از منطق باشد. باید بگوییم به این دلیل من این کار را دوست دارم. باید روی یک دلایل مستند آن حس را بیان کنیم.
- پس باید دلیل آن کار را بیان کنیم بچهها باید بفهمند آن کار را انجام دهیم یا ندهند. یک بار آن کار را انجام میدهند ما تشویق میکنیم و یک سری آنها را تنبیه میکنیم.
نباید بگوییم من این کار را دوست دارم. به همین خاطر تو باید این کار را انجام بدهی. ما باید برای هر کاری دلیل داشته باشیم. چه ناراحت باشیم چه خوشحال باید دلیل برای آن رفتار را داشته باشیم نه اینکه دو رفتاری که 180 درجه با هم تفاوت داشته باشد معیاری مشخص برای کارها داشته باشیم. صرفاً اینکه ما والدین تو هستیم. باید این کار را انجام بدهی.
- وقتی من احساس بچه را نادیده میگیریم نشان میدهیم که نمیتوانی به حست اعتماد کنی. و دائماً میگویییم فقط به حس من تکیه کن. بنابراین من میتوانم بپذیرم که من تعداد آدمهای روی کره زمین حس حسهای مختلف داشته باشد.
به دنبالش میتوانم بپذیرم که من گرمم است بچهام سردش است. باید بپذیرم که دو طرف دو حس مختلف است.
پس از آن باید بگوییم که برو بیرون ببین اگر هوا سرد است کاپشن بپوش باید سعی کنیم کنیم حس خودش را به او بشناسانیم و به او کمک کنیم حس را بفهمد که ما همیشه با او نیستیم کی گرسنهاش است کی سردش است. باید حسهای مختلف رابه او شناسایی کنیم. این تیز است این سرد است . این گرسنگی است . این خواب است.
در وهله اول شناخت حس به کودک است و من هم میپذیرم و من پذیرفتهام که دو طرف حسهای مختلف داشته باشیم.
وقتی کسی زیادی روی چیزی اصرار میکند. ممکن است که زیر شش سال است.
من میپذیرم که تو چه حسی داری؟ پس از آن باید سعی کنیم حسش را بشناسد و دلیلش را بداند. پس از آن حسی خودمان را نیز بگوییم (من نیز ناراحت میشوم که تو پیش من نباشی. )
شناسای حس و بپیذیرم که این حس را داریم.
کجاها این حس تحریک میشود.
نمیگذاریم این حس به آن شرایط برسد.
نباید حس بدمان را انکار کنیم.
نباید بگذاریم این حس جمع نشود.
پس از اینکه فهمیدیم که کجاها این حس تحریک میشوند. باید آن شرایط را رفع کنیم. و همچنین جاهایی که بدتر میکند باید به حداقل ممکن برسانیم و در چه شرایط و چه کارهایی آن حس رفع میشود.
نباید حسها را بگذاریم روی هم جمع شویم. و باید دانه دانه حسهای بدمان را بیان کنیم.
مثلاً به طرف مقابل بگوییم چون این رفتار را انجام دادی من این حس را داشتم.
تکنیک پذیرش احساس – بیان احساس
برای پذیرش احساس باید خوب گوش کنیم.
یک جلسه تشکیل دهیم. سه نفری (درحدود یک ساعت)
توهین ،سرزنش ، حمله نکنیم.به کسی نگوییم که نباید این کار را انجام بدهی.
توضیح ندهید. فقط بیان احساس است، راجع به حسمان حرف بزنیم. وقتی حالمان بد است جلسه نگذاریم و وقتی من عصبانی نیستم. هفتهای یک جلسه یا 2 جلسه . وقتی من عصبانی نیستم میتوانم احساسم را بیان کنم. راجع به حسمان فقط میتوانیم حرف بزنیم نهایت احساس کنترل کردن آن است. افراطی محبت کردن افراطی خشم کردن قانون احساسات را کنترل کردن آن است. بچه باید ببیند که من احساسم را کنترل میکنم.
بسیاری از کودکانی که بدرفتاری میکنند در واقع دلسرد هستند
هدف از بدرفتاری
جلب توجه قدرت نمایی تلافی جویی نمایش بیکفایتی
در مقابل (باورهای مثبت )
مشارکت استقلال انصاف شایسته بودن
نکات مثبت را تشویق و تقویت کنید. بنابراین
حق انتخاب بدهید.
منصف باشید. (راهمایی کنید که هم بازی کند و هم در کارها مشارکت کند. )
توجه کنید و آموزش جسارت بدهید. (به فرزندتان یاد بدهید همه چیز را آزمایش کند. تشویق کنید ناراحتیهایش را بیان کند. )
نکته: بچهها را باید در محیطهای مذهبی ببرید، با هم همکاری کنید. مثلاً پخش کردن کیک و بیسکویت بین بچهها.
